با سلام ۵ ماه بیشتره با صدور خلع ید اچرا تمام زندگیم دو نفر به ادعای کذب مالکیت بردن خوب بالفرض صحت سند قایم مقام مالک قبلی میباشند ولی با اطلاع از رابطه استیجاری قراردا بنام من علیه همسرم افرادی که تصرفی نداشتند فرمالیته با یک وکیل ریاکار نابودم کردن تمام زندگیم علناَ در زمان اجرا بدون حضورم برداشتن تمام اسباب و لوازمم را نوشتند الباقی هم که ارزش نداشته گذاشتن تو یک کانتینر بیرون شهر میکن امضاء کن که اگه چی کامل گرفتم شکایتی ندارم تا کلید کانتینر بدم اجاره چند ماهش خودت بده. اعتراض شخص ثالث را با گواهی عدم مالکیتشان را درخواست کردم قاضی بدوی گفت صلاحیت ندارم قاضی تجدید نظر گفت خوانده همسر واون دیگری ها رو نزدی کمک نیاز دارم پولش اخر از ودیعه ام بردار خواهش میکنم اقای محمدی محض رضای خدا
شکایت و اعتراض به رای دادگاه
با توجه به توضیحات شما و موضوع پرونده که خلع ید بوده است،اگر در دعوای خلع ید مالکیت محل نزاع نباشد جزو دعاوی غیر مالی می باشد و اگر مالکیت نیز مورد اختلاف باشد دعوای مالی محسوب می شود.
به موجب ماده ۳۳۰ قانون آیین دادرسی مدنی، در فرضی که دعوای خلع ید مالی باشد و بهای خواسته بیش از سه میلیون ریال تعیین شود قابل تجدید نظر خواهی می باشد و اگر دعوای خلع ید غیرمالی باشد در هر صورت قابل تجدیدنظرخواهی می باشد.
ولی پس از صدور رای در مرحله تجدید نظر چه دعوای خلع ید مالی و چه غیرمالی در هر صورت مستندا به ماده ۳۶۸ قانون آیین دادرسی مدنی رای صادره در این موضوع قطعی است و دیگر نمی توان از رای دادگاه در دیوان عالی کشور فرجامخواهی نمود. بنابراین به درخواست محکوم له اجراییه صادر و پس از آن حکم اجرا می گردد.
در این موارد که حکم قطعی و اجرا شده است و یا این که در حال اجرا می باشد، شکایت از تصمیم دادگاه صرفا از یکی از این دو طریق امکانپذیر است:
الف- اعاده دادرسی:
در صورت وجود یکی از جهات اعاده دادرسی، این شکایت ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ رای قطعی امکان پذیر است که این جهات در ماده ۴۲۶ قانون آیین دادرسی مدنی بیان شده است:
۱- موضوع حکم مورد ادعای خواهان نبوده باشد.
۲- حکم به میزان بیشتر از خواسته صادر شده باشد.
۳- وجود تضاد در مفاد یک حکم که ناشی از استناد به اصول یا به مواد متضاد باشد.
۴- حکم صادره با حکم دیگری در خصوص همان دعوا و اصحاب آن، که قبلا توسط همان دادگاه صادر شده است متضاد باشد بدون انکه سبب قانونی موجب این مغایرت باشد.
۵- طرف مقابل درخواست کننده اعاده دادرسی حیله و تقلبی به کار برده که در حکم دادگاه موثربوده است.
۶- حکم دادگاه مستند به اسنادی بوده که پس از صدور حکم جعلی بودن انها ثابت شده باشد،
۷- پس از صدور حکم، اسناد و مدارکی به دست اید که دلیل حقانیت درخواست کننده اعاده دادرسی باشد و ثابت شود اسناد و مدارک یاد شده در جریان دادرسی مکتوم بوده و درا ختیار متقاضی نبوده است.
ب- درخواست اعمال ماده ۴۷۷ قانون آیین دادرسی کیفری:
در صورتی که تصمیم دادگاه به هیچ یک از طرق واخواهی و تجدیدنظرخواهی و فرجامخواهی و اعاده دادرسی قابل شکایت نباشد، درخواست اعمال ماده ۴۷۷ بعنوان آخرین راه اعتراض به رای قطعی می باشد. به موجب این ماده در صورتی که رئیس قوه قضائیه رای قطعی صادره از هریک از مراجع قضائی را خلاف شرع بین تشخیص دهد، با تجویز اعاده دادرسی، پرونده را به دیوان عالی کشور ارسال تا در شعبی خاص که توسط رئیس قوه قضائیه برای این امر تخصیص می یابد رسیدگی و رای قطعی صادر نماید. شعب خاص مذکور مبنیاً بر خلاف شرع بین اعلام شده، رای قطعی قبلی را نقض و رسیدگی مجدد اعم از شکلی و ماهوی به عمل می آورند و رای مقتضی صادر می نمایند.
بنا برتوضیحات فوق، تنها راه باقی مانده برای شما ظاهرا درخواست اعمال ماده ۴۷۷ می باشد.








